
اگر ما عناصر اصلی حوزه را چهار تا پنج عنصر بدانیم(استاد،شاگرد، فضای آموزشی، مواد درسی و از این قبیل) شاید به اعتباری بتوان گفت: مهم تر از همه، عنصرِ طلبه است؛ چون همه این امکانات برای اوست. اگر طلبه نباشد، وجود فضای آموزشی، کتاب درسی، علم استاد و فنّ سخنوری او بی معنا میشود؛ و این، یک طرف قضیه است.
طرف دیگر آن، فردای دنیای اسلام است که آن هم در دست طلبه امروز است. یعنی همین طلبه امروز که مهم ترین ناقل و رسانه است، فردا هم مهم ترین وسیله و ناقل است. بنابراین، به اعتباری، طلبه، اهمّ عناصر در این باب است.(1)
کار طلبگی؛ کاری از جنس عشق، شور، محبت و احساس وظیفه
آنچه برای ما طلبه ها همیشه شوق آفرین بوده، احساس انجام وظیفه بوده است. عالم طلبگی، با شکل و فرم و ساخت و محتوای دستگاه های صرفاً اداری فرق دارد. یک وقت انسان آشپزی را می آورد و استخدام و اجیر می کند، برای اینکه مثلا در یک مهمانی، طعامی را برای جمعی قراهم کند. معمولا آشپزها مقدار زیادی روغن، گوشت و جنس عالی ای از برنج میطلبند و یک فهرست طولانی هم می دهند که اینها را برای ما فراهم کنید؛ آدم میداند هم که اگر فراهم نکند، هنر اینها به کار نخواهد افتاد و بالاخره آن کاری را که باید بکنند، نمیکنند! یک وقت هم این است که شما در مجموعه ای هستید؛ افراد خانواده و دوستتان هم هستند؛ مثلاً در جبهه جنگ هستید و در نقطه ای گیر افتاده اید و دوستتان هم گرسنه هستند و شما هم هنر آشپزی دارید؛ اینجا دیگر شرط و شروط و قید و قیودی نداید؛ عاشقانه، سراسیمه، دستها بالا، دامنها به کمر، با همه توان و قدرت و ابتکار؛ غذا را تهیه میکنید؛ که گاهی این غذا بهتر از آن غذا هم درمی آید؛ چون از روی عشق و شور و محبت و احساس وظیفه است. ما طلبه ها از اول اینطوری کار کرده ایم.(2)
1-( نرم افزار حوزه و روحانیت، ص707، در دیدار روحانیون و طلاب ایرانی و خارجی در صحن مدرسه فیضیّه قم 16/9/1374)
2-( نرم افزار حوزه و روحانیت،ص438، در دیدار با مسئولان سازمان تبلیغات اسلامی 5/12/1370)
برچسب:
نویسنده: آوا اسدیپور